سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
روز الست جان تو خورد میی ز خوان تو
خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
من همگی تراستم مست می وفاستم
با تو چو تیر راستم تیر مرا کمان مکن
ای دل پاره پاره‌ام دیدن او است چاره‌ام
او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
ای همه خلق نای تو پر شده از نوای تو
گر نه سماع باره‌ای دست به نای جان مکن
نفخ نفخت کرده‌ای در همه دردمیده‌ای
چون دم توست جان نی بی‌نی ما فغان مکن
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو
گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن
هر بن بامداد تو جانب ما کشی سبو
کای تو بدیده روی من روی به این و آن مکن
شیر چشید موسی از مادر خویش ناشتا
گفت که مادرت منم میل به دایگان مکن
باده بنوش مات شو جمله تن حیات شو
باده چون عقیق بین یاد عقیق کان مکن
باده عام از برون باده عارف از درون
بوی دهان بیان کند تو به زبان بیان مکن
از تبریز شمس دین می رسدم چو ماه نو
چشم سوی چراغ کن سوی چراغدان مکن

مولوی » دیوان شمس » غزلیات

پیام های کوتاه

طبقه بندی موضوعی

نویسندگان

آخرین مطالب

۱ مطلب در خرداد ۱۳۸۶ ثبت شده است

یادم می یاد که 5 ،6 سال پیش توی بازار محله قصابی بود که کنار ما مغازه داشت. یک روز می خواستم یه دستگاه پخش رو امتحان کنم اما هیچ نواری( کاست) نداشتم . رفتم پیش اون و یه کاست گرفتم و برگشتم. وقتی روی اونو خوندم نوشته بود مخلوط 80!!! ( رنگارنگ یا گلچین 80)اینارو نگفتم که بخندیم می خاستم منم یکم مخلوط حرف بزنم: 1- حتما جدیدا بحث ازدواج موقت رو که تمام روزنامه ها و ... رو پر کرده شنیدید. بله دیگه یواش یواش اذن پدر برای ازدواج غیابی لازم نیست و در ضمن یادمه همین رسانه ها که قبلا تبلیغات منفی در مورد این کار می کردند الان هر روز یه روانشناس دعوت می کنن و از مزایای این عمل تعریف می کنن!!! والا من که موندم کدوم درسته؟؟؟ الان هر جا که می ریم کار پیدا کنیم می گن قراردادی اگه حال کردیم بازم تمدید می کنیم دیگه دوره زمونه رسمی، مُرد!!! نتیجه اخلاقی:خوب دور از انتظار هم نبود که ازدواج ها رو هم قراردادی کردن یعنی الان میری قرار داد می بندی اگر حال کردی بعدا تمدید می کنی دیگه دوره زمون ازدواج دائم، مُرد!!! 2-       نمی دونم چرا ما آدما سعی داریم همیشه در مورد دیگران بگونه ای قضاوت کنیم که مبتنی بر بدیها باشه. مطمئنا هم قضاوت کردید هم مورد قضاوت قرار گرفتید. وقتی یه مشکل کوچیک داشته باشی و هزار حسن متاسفانه همه معایب رو می بینن و از همه محاسن براحتی می گذرن. می دونید چیه همه عادت به عیب پرستی کردیم!!! 3-    چند وقت پیش توی یکی از ادارات کاریابی بودم البته نه برای خودم بلکه یکی از دوستانم دنبال کار می گشت. اون روز یه آقا پسری 20-22 ساله اومد و از مسئول اونجا پرسید قرار بود نتیجه مصاحبه رو بهم بگید اما خبری نشد خودم اومدم. مسئول : اونجا گفت حقیقت امر اینکه شما هیچ مدرکی مثل کارت بسیج یا جانبازان... نداشتید و چند نفری که داری این شرایط بودن چون نسبت به شما در اولویت بودن پذیرفته شدن و خوب تعداد پذیرش هم محدود بود. صورت اون آقا سرخ شد و قاطی کرد و گفت اما هیچ کدوم از اونایی که اونجا بودن شرایط کار رو نداشتن ( گویا از شرایط کار داشتن مدرک زبان و تسط به تکلم زبان انگلیسی بود ) تازه معدل من هم از اونها بالاتر بود.مسئول: خوب شما که این شرایط رو داری حتما کار بهتری گیرت میاد.ارباب رجوع: برو بابا دلت خوشه الان یک ساله دنبال کارم بعد مُفت مُفت حق منو خوردن دادن به یکسری آدمی که ......هستند.مسئول: آقا ادب رو رعایت کنید لطفا. اگر اونا نبودن معلوم نبود شما الان اینجا بودید یا نه. ارباب رجوع: چه ربطی داره اگه همش می گن ما توقعی نداریم پس چرا در چنین مواقعی با کله کارت بدست میریزن اینجا اما توی تلویزیون چیز دیگه میگن من از این کاراشون میسوزم.مسئول: پدر شما چرا نرفت؟ اگر شما اون زمان بودید میرفتید.اربا رجوع: نه پدرم نرفت چون اون زمان داشت برای اینکه اونا راحت بجنگن توی شرکتهای تولیدی جون میکنید . چون دلش نمی خواست بره .مسئول: پس دیگه  اعتراضی نداشته باش اونا رفتن و الان دارن از حقشون استفاده می کنن.اربابرجوع: من با شما بحث نمی کنم اما اگر جنگ شد همین ادمها رو بفرستید بجنگن چون صد سال سیاه من این کارو نمی کنم. مطمئن باشید که من برای این مملکت نمی جنگم چون دارید همه رو قربونی یه عده ی کم می کنید. از کاریابی اومدیم بیرون اما حرف اون ارباب رجوع مثل یه پتک توی سرم خورد اگر واقعا همه جونها اینطوری فکر کنن چه شرایط وحشتناکی میشه: اما اگر جنگ شد هم همین آدمها رو بفرستید بجنگن چون صد سال سیاه من این کارو نمی کنم.  یکی از دوستان می گفت تا چند وقت دیگه برای مسابقات لیگ برتر هم حتما می خوان سهمیه جبهه بدن و مسلما تیمهایی مثل صنعت نفت آبادان، فولاد خوزستان، استقلاا اهواز و.... همیشه در صدر می مونن و باقی تیمها باید برای بازی نیمه نهایی مسابقه بدن و یکی از این تیمها بالا بره و با این 3 تیم سر قهرمانی بجنگه!!!
۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۸۶ ، ۰۴:۳۶
سوشیانت زرتشتی
Submit Express Local SEO