سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
روز الست جان تو خورد میی ز خوان تو
خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
من همگی تراستم مست می وفاستم
با تو چو تیر راستم تیر مرا کمان مکن
ای دل پاره پاره‌ام دیدن او است چاره‌ام
او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
ای همه خلق نای تو پر شده از نوای تو
گر نه سماع باره‌ای دست به نای جان مکن
نفخ نفخت کرده‌ای در همه دردمیده‌ای
چون دم توست جان نی بی‌نی ما فغان مکن
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو
گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن
هر بن بامداد تو جانب ما کشی سبو
کای تو بدیده روی من روی به این و آن مکن
شیر چشید موسی از مادر خویش ناشتا
گفت که مادرت منم میل به دایگان مکن
باده بنوش مات شو جمله تن حیات شو
باده چون عقیق بین یاد عقیق کان مکن
باده عام از برون باده عارف از درون
بوی دهان بیان کند تو به زبان بیان مکن
از تبریز شمس دین می رسدم چو ماه نو
چشم سوی چراغ کن سوی چراغدان مکن

مولوی » دیوان شمس » غزلیات

پیام های کوتاه

طبقه بندی موضوعی

نویسندگان

آخرین مطالب

۱ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است



یلدا


هر چقدر داریم به سال نو میلادی نزدیک می شویم تب خرید عده ی زیادی از مردم در حال بیشتر شدن هست. عده ایی که تمام زمان خود را صرف عکس های سلفی و بروز کردن صفحه اینستاگرامشان می کنند. متاسفانه گاهی در اطرافیان خودم هم می بینم که با چه آب و تابی برای خرید درخت کریسمس و نمادهای غربی وقت می گذارند حتی بیشتر از نوروز خودمان.
موضوع جالبتر اینکه حتی مغازه دار ها هم با آن آب و تاب که لوازم کریسمس می فروشند در عید نوروز خودمان ظاهر نمی شوند. حالا کاش فقط کریسمس بود شب هالوین و...... هم جدیدا اضافه شده است. 
شب یلدا و شب کریسمس را در گوگل سرچ میکنم و به تماشای تصاویر آنها می نشینم. اولین تفاوت روح جذاب و زنده یلدا نسبت به کریسمس است حال باقی قضایا بماند.( شما هم امتحان کنید)

البته من مخالف جشن و شادی نیستم و بسیار هم خوشحالم که مردم بجای مصیبت و غم و اندوه شادی می کنند. اما دوست دارم این شب شادی را در کنار شب های شاد سنتی در فرهنگ خودمان داشته باشیم نه جایگزین آن کنیم.

در این مدت زیاد به این مسئله فکر کردم که چرا باید اینگونه شود و به این نتایج رسیدم. شما هم اگر نظرات دیگری دارید لطفا بنویسید.

1- کم کاری دولت و نظام در فرهنگ سازی. وقتی نمادهای خوب و با ارزش و دیرینه فرهنگ این سرزمین سبک و خوار شمرده شود آنگاه نمادهای خارجی به راحتی جای آن را خواهد گرفت. مثلا شب یلدای خودمان و ....

2- بی توجهی مردم و عدم تفکر در عواقب کارهایی که می کنند. مردم نمی دانند که با ترویج این جشنها مستقیما فرهنگ خودمان را رو به زوال می بریم. کاش بجای سنت جشن سال نو میلادی از غربی ها مطالعه یک کتاب در ماه را یاد می گرفتیم.( کاش واقعا غرب زده می شدیم چون تظاهر به آن بدتر است)

3- هنوز خاطره کارتونهای زمان کودکی مانند میکی موس را فراموش نکرده ایم. وقتی از کودکی در دنیای ما جشن سال نو برای ما به شکل میلادی بوده الان هم خواه ناخواه تمایل داریم جشن بگیرم و کاج ارایی کنیم.

4- آنقدر در سرکوب فرهنگ ایرانی و تشویق فرهنگ اسلامی تلاش کردیم و به مردم در جشن گرفتن ها سخت گرفتیم که الان مردم برای دهن کجی لج کرده و بیشتر به سمت فرهنگ غرب و نمادهای آن می روند. ای کاش لااقل فرهنگ سازی اسلامی را هم درست انجام میدادیم( بعد از این همه سال مردم روزهای عید فطر و قربان هم باید نوای عزاداری گوش کنند). شاید ساده باشد اما دلیل تمام مشکلات ما همین مسائل ساده است از آلودگی هوا گرفته تا کم آبی و.....

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۷
سوشیانت زرتشتی
Submit Express Local SEO