سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
روز الست جان تو خورد میی ز خوان تو
خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
من همگی تراستم مست می وفاستم
با تو چو تیر راستم تیر مرا کمان مکن
ای دل پاره پاره‌ام دیدن او است چاره‌ام
او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
ای همه خلق نای تو پر شده از نوای تو
گر نه سماع باره‌ای دست به نای جان مکن
نفخ نفخت کرده‌ای در همه دردمیده‌ای
چون دم توست جان نی بی‌نی ما فغان مکن
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو
گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن
هر بن بامداد تو جانب ما کشی سبو
کای تو بدیده روی من روی به این و آن مکن
شیر چشید موسی از مادر خویش ناشتا
گفت که مادرت منم میل به دایگان مکن
باده بنوش مات شو جمله تن حیات شو
باده چون عقیق بین یاد عقیق کان مکن
باده عام از برون باده عارف از درون
بوی دهان بیان کند تو به زبان بیان مکن
از تبریز شمس دین می رسدم چو ماه نو
چشم سوی چراغ کن سوی چراغدان مکن

مولوی » دیوان شمس » غزلیات

پیام های کوتاه

طبقه بندی موضوعی

نویسندگان

پنجشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۸۵، ۰۳:۲۸ ب.ظ

۰

محرم و مردم ما

پنجشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۸۵، ۰۳:۲۸ ب.ظ

زندگی عشق است ُُعشق افسانه نیست آنکه عشق آفرید دیوانه نیست ،عشق آن نیست که در کنارش باشی ،عشق آن است که به یادش باشی. 

 

الان مدتی هست که می خوام بیام یه چیزی بنو یسم اما نمی تونم . فقط گاهی دلم رو به این خوش میکنم که بیام درد دلی کنم و چند نفری که از اینجا میگذرن بخونن تا شاید حرفی بزنن که بنونه یکم  روی دلم بشینه و آرومم کنه.

آنقدر زیر بار زور دنیا خرد شدم که حتی فکرش ..... ولش کن. چه خبر؟؟؟؟

لابد همه توی این روزهای عزیز سرتون به حسینه ها و تکیه ها گرمه. قدیما  که فکرم خلوت بود دلم به این خوش بود که برم و برای  امام حسینی که فقط توی کتابها در موردش خونده بودم و به اندازه خودم میشناختمش زنجیر یا طبل یا....بزنم اما الان چی؟

وقتی یه نگاه به هیئتها میکنم می بینم هنجارها و اعتقاداتمون طوری شکسته که همون کسایی که  توی روز روشن دارن مشروب و مواد مخدر به جوونها میفروشن توی صف اول ایستادن و زنجیر میزنن یا مرتب پشت میکروفن  حسین حسین میکنن احساس میکنم جایی برای عزادارهای واقعی نیست. البته هر کس رو توی قبر خودش میزارن و فقط خدا از دل هر کس خبر داره شاید دل پاکی داشته باشن.

اما شخصا به این اعتقاد دارم که رنگ رخسار خبر از سر درون می دهد.

چطور حاضر باشم با صدای کسی که نه توی روزهای غیر از ماه محرم بلکه توی همون محرم 10 دقیقه بعد از نوحه خوندن توی کوچه پشتی وسط خیابون  ...اونم سر پا میکنه.

قربون اما حسین برم اما این 10 روزه با صدای طبلهایی که هر کدوم هر سال به فراخور پول اسپانسرهای هیئت( گفتم اسپانسر نه عزادارها چون الان هیئتها هم بدجور زدن توی کار چشم و هم چشمی) درس خوندن رو کلا گذاشتم کنار.

..................................

رسیدیم اول بلوار یه پیکان  سفید رنگ بود که پشت شیشه عقبش نوشته بود" یا حسین شهید" و طوری بود که دید راننده رو کاملا کور میکرد. البته اتفاق خاصی نیوفتاده بود فقط دیواره کنار خیابون رو با لاستیکاش واکس زده بود . پیش خودم فکر کردم اگر این راننده موقع عقب اومدن یه بچه رو زیر بگیره مقصر کیه؟

کجای این کار ثواب داره !!! با نوشتن این عبارات فقط جون یکسری عزادار رو بخطر میندازن.

فکر میکردم راهنمایی و رانندگی به فکر این مد جدید هم افتاده  و حتما در این زمینه فرهنگ سازی  می کنه اما متاسفانه خبری نبود.

..........................

کنار خیابون ایستاده بودم هوا هم حسابی سرد بود اما هیچ ماشینی نمی ایستاد یا همه چون روز تاسوعا بود در بست میرفتن.  یهههووووووووووو   یه پژو 405 ترمز زد گفت بیا بالا. نشستم یکمی از مسیر رو که رفتیم تازه چشمم به کاغذ A4  افتاد که جلوی شیشه زده بود( یا اباعبدالله الحسین- تاکسی صلواتی) پیش خودم مقایسه کردم این کار درسته یا نوشتن عبارت محرمی پشت شیشه!!!!!!

.....................

نشد بازم هر کار کردم نتونستم حرف دلمو بزنم . هر وقت می خوام حرفی بزنم سر از جای دیگه ایی در میارم. خودم هم موندم اصلا حرفی برای زدن دارم یا نه فقط یه توهمه!!!؟؟؟؟؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۵/۱۱/۱۲
سوشیانت زرتشتی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Submit Express Local SEO