سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
روز الست جان تو خورد میی ز خوان تو
خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
من همگی تراستم مست می وفاستم
با تو چو تیر راستم تیر مرا کمان مکن
ای دل پاره پاره‌ام دیدن او است چاره‌ام
او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
ای همه خلق نای تو پر شده از نوای تو
گر نه سماع باره‌ای دست به نای جان مکن
نفخ نفخت کرده‌ای در همه دردمیده‌ای
چون دم توست جان نی بی‌نی ما فغان مکن
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو
گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن
هر بن بامداد تو جانب ما کشی سبو
کای تو بدیده روی من روی به این و آن مکن
شیر چشید موسی از مادر خویش ناشتا
گفت که مادرت منم میل به دایگان مکن
باده بنوش مات شو جمله تن حیات شو
باده چون عقیق بین یاد عقیق کان مکن
باده عام از برون باده عارف از درون
بوی دهان بیان کند تو به زبان بیان مکن
از تبریز شمس دین می رسدم چو ماه نو
چشم سوی چراغ کن سوی چراغدان مکن

مولوی » دیوان شمس » غزلیات

پیام های کوتاه

طبقه بندی موضوعی

نویسندگان

پنجشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۷، ۰۸:۴۷ ق.ظ

۰

ما شبیه حافظ نیستیم

پنجشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۷، ۰۸:۴۷ ق.ظ

سلام

کتاب «خارج از نوبت» مجموعۀ یادداشت‌های کوتاه رضا بابایی هست. این کتاب رو نشر فرهنگ معاصر سال 91 چاپ کرد و دیگه تجدید چاپ نشد. یکی از نوشته‌های الهام‌بخش این کتاب رو انتخاب کردم تا برای شما بفرستم.

مقبره حافظ

 شاعر ملی

شنیده‌ام بورخس گفته است: «مردم هر کشوری، به طور طبیعی و ناخودآگاه، شاعر یا نویسنده یا کتابی را به عنوان نماد ملی خود بر می‌گزینند که شباهتی به آنان ندارد!» مثلاً شکسپیرِ عاشق‌پیشه و رمانتیک کجا و انگلیسی‌های محافظه‌کار و کم‌حرف و سوداندیش کجا؟ سروانتس ودن‌کیشوت کجا و اسپانیای مهد خرافه‌گرایی و سنت‌پرستی اروپا کجا؟ شبیه همین فاصله‌ها میان گوته و آلمان، هوگو و فرانسه، وداستایفسکی و روسیه، کمابیش به چشم می‌خورد. بر پایۀ این نظریه ادبی، نمادهای ملی، اهمیت جامعه‌شناختی هم پیدا می‌کنند.

اگر این نکتۀ بورخس درست باشد-که به نظر من درست و مجرب است-شاعر ملی ما، بی‌هیچ شک و گمانی، حافظ است؛ چون:

  1. او در کار خود (شاعری) بسیار دقیق، سخت‌گیر، زحمت‌کش، با سلیقه، پرتوقع و ریزبین بود؛ اما بر دیگران سخت نمی‌گرفت و از کسی طلبکار نبود؛ برخلاف اکثر هم‌میهنان که در کار خود باری به هر جهت‌اند، اما به دیگران نمی‌رسند، مو از ماست بیرون می‌کشند و مته به خشخاش می‌گذارند و به طرز شگفتی بی‌ملاحظه و تندخو می‌شوند.
  2. بیش از پند، نقد را دوست می‌داشت و پیش از دیگران، خود را نقد می‌کرد.
  3. اخلاق‌گرایی را بر احکام‌پرستی، و اصلاح درون را بر ظاهرگرایی ترجیح می‌داد.
  4. با همه می‌ساخت، جز با ریاکارن مردم‌فریب و دین‌فروشان حرفه‌ای.
  5. کم‌گو بود و به‌رغم توانایی بسیار در ساختن غزل‌های فراوان و زیبا، از همه کم‌تر سخن می‌گفت. چند ایرانی فاضل و فرزانه را می‌شناسید که از مهارتش در نوشتن و گفتن نهایت استفاده را نکند؟
  6. باوجوداینکه شاعر بود، مبالغه نمی‌کرد و دچار جزم‌های حقیر و چندش‌آور نمی‌شد و دریافته بود که حقیقت، همسایۀ دیواربه‌دیوار افسانه است و از در و بام به هم راه دارند، و می‌دانست که «ره صومعه تا دیر مغان» به‌قدری نیست که بتوان «قوت بازوی پرهیز به خوبان» فروخت.
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۱۳
سوشیانت زرتشتی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Submit Express Local SEO