سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

آدمی خواندنی ترین کتابی است که اغلب نخوانده می ماند.

سرگیجه های بعد از شراب( غرب زدگی ام آرزوست)

دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
روز الست جان تو خورد میی ز خوان تو
خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
من همگی تراستم مست می وفاستم
با تو چو تیر راستم تیر مرا کمان مکن
ای دل پاره پاره‌ام دیدن او است چاره‌ام
او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
ای همه خلق نای تو پر شده از نوای تو
گر نه سماع باره‌ای دست به نای جان مکن
نفخ نفخت کرده‌ای در همه دردمیده‌ای
چون دم توست جان نی بی‌نی ما فغان مکن
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو
گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن
هر بن بامداد تو جانب ما کشی سبو
کای تو بدیده روی من روی به این و آن مکن
شیر چشید موسی از مادر خویش ناشتا
گفت که مادرت منم میل به دایگان مکن
باده بنوش مات شو جمله تن حیات شو
باده چون عقیق بین یاد عقیق کان مکن
باده عام از برون باده عارف از درون
بوی دهان بیان کند تو به زبان بیان مکن
از تبریز شمس دین می رسدم چو ماه نو
چشم سوی چراغ کن سوی چراغدان مکن

مولوی » دیوان شمس » غزلیات

پیام های کوتاه

طبقه بندی موضوعی

نویسندگان

يكشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۸۴، ۰۵:۳۲ ق.ظ

در دادگاه خانواده

يكشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۸۴، ۰۵:۳۲ ق.ظ
در دادگاه خانواده: - حاج آقا(قاضی): خودتونو کامل معرفی کنید...- شوهر: کاظم! برو بچز بهم میگن کاظم لب شتری! دیلپم ردی! ۲۳ ساله! - زن : نازیلا! لیسانس هنرهای تجسمی از دانشکده سیکتیروارد فرانسه! ۲۰ ساله!- حاج آقا : چه جوری با هم آشنا شدید؟- شوهر : عرضم به حضور اَن ورت حاجی! ایشون مارو پسند کردن! مام دیدیم بد گوشـــتیه گرفتیمش!!!- زن: حاج آقا میبینین چه بی چشمو روئه! حاج آقا تازه سابقه دارم هست!- شوهر: حاجی چرت میگه! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بی گناهیه کامل! - حاج آقا : جرمت چی بود؟- شوهر : حاجی جرم که نمشه بهش گفت! داش اوچیکم حرف گوش نمیکرد ... مختوم النسلش کردم !- زن : حاج آقا میبینین چقد بی احساسه ! - حاج آقا : خواهر من شما به چه دلیلی تقاضایه طلاق کردین ؟- زن : حاج آقا ما الان درست ۳ ساله که ازدواج کردیم ولی این آقا اصلا عوض نشده !- شوهر : دهه ! بابا بکش بیرون ! حاجی بده اصالتمو از دست ندادم ؟- حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اینکه ایشون عوض نشده میخواین طلاق بگــــــــیرین؟- زن : حاج آقا اولش فکر میکردم درست میشه ! گفتم آدمش میکنم ! مدرنش میکنم ! حـاج آقا این شوهر من نمیفهمه تمدن چیه ! نمیدونه مدرنیسم چیه! - شوهر : بابا نموده مارو ! را به را گیر میده ! این کارو بکن ! این کارو نکن ! این لباسو بپـــوش !! اونو نپوش ! حاجی طاقت مام حدی داره !- زن : حاج آقا به خدا منم تو فامیل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شیک ترین لباسارو بپـوشه!- شوهر : حاجی میخوایم بریم خونه اون بابای قالپاقش !!! گیر میده میگه باید کروات بزنی ! به مولا آدم با کروات یبوست میگره ! نفسمون میات بالا ولی پایین رفتنش با شابدوالعظیـــمه ! حاجی ما از بچگی عادت داشتیم دو سه تا تکمه مون وا باشه !! بابا پشم سینه و این صـوبتا !- حاج آقا : خواهر من حق با ایشونه ! - زن: حاج آقا بهش میگم تو خونه زیرشلواری نپوش ! یکی میاد زشته ! حد اقل شلوارک بپوش!- شوهر : حاجی من اصن بدون زیرشلواری خوابم نمبره ! بابا چاردیواری اختیاری ! راستش اینجا جاش نیست ولی بابای خدا بیامرزم میگفت : - حاج آقا : خدا بیامرزتش !- شوهر : خدا رفتگان شمارم بیامرزه ! میگفت : سعی کن تو زندگیت دو تا چیز و ترک نکــنی !! یکی سیغار ! یکی زیرشلواری ! حاجی جونم برات بگه که گیر داده خفن که سیغار نکش ! رفته برام پیپ خریته ! آخه خداییـــش این سوسول بازیا به ما میات ؟!!- زن : حاج آقا شما نمیدونین من چقدر سعی کردم حرف زدن اینو درست کنم ! نشد که نشد !- شوهر : حاجی رفته واسه من معلم خصوصی گرفته ! فارسی را درست صوبت کنیم ! دیــــگه روم نمیشه جولو بچه محلا سرمو بلند کنم ! حاجی خسته مونده از سر کار میام خونه به جای چایی واسه من کافی شاپ میاره ! درســته آخه ؟! حاجی از وقتی گرفتمش ۳۰ کیلو کم کردم ! از بس که از این غذا تیتــیشـیا داده به خورده ما!!! لازانتـیا و بیف استراگانورف و اسپاقرتی و از این آت آشغالا. حاجی هرکی یه سلیقه ای داره ! خب منم عاشق آب سیرابی با کیک تیتاپم !!!- زن : حاج آقا یه روز نمیشه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وصیغه آزادش کردیم ...- شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! کسی نیگا چپ بهش بکنه ! خشتکشو پاپیون میکنـــــم !!!-حاج آقا : خب شما که اینهمه با هم اختلاف فرهنگی و اقتصادی داشتین چرا با هــــــــم ازدواج کردین ؟؟!!- زن : عاشقش بودم ! دیوونش بودم ! هنوزم هستم...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۴/۱۱/۳۰
سوشیانت زرتشتی

نظرات  (۱۰)

۲۸ اسفند ۸۴ ، ۲۲:۳۳ یک دلسوز ملت
عزیز جان نوروزت پیروز و شادکامیت بی نهایت !!
من نتوانستم بعلت سیاهی صفحه و نور پشت صحنه و ... مطلبت را کامل بخوانم !!
پس نظری ندارم فقط سال نو به کوری چشم اخوند ، پاسدار ، بسیجی به تو و همه خوش بگذرد !!
سلام.
ممنون مهربون که اینقدر لطف داری بهم. وبلاگ من که قابلی نداره.

این پست جدیدت رو خوندم مردم از خنده. آخه منم یکی رو می شناسم که مثه این شوهره حرف میزنه و رفتار میکنه وقتی می خوندمش انگار اون جلوی چشام بود...
ولی به واقعیتش بخوای برگردی از این جور زنا من زیاد دیدم. اون *عاشقش بودم هنوزم هستم* گفتنش کشته منو!!!!
در مورد آدرس ایمیل هم باید بگم که من نذاشتم توی وبلاگم. توی کامنتام هم نمی ذارم.
می دونی که چرا ؟؟؟؟ (چشمک)
اگه واسه خبرنامت خواستی آی دی منو یه کامنت با پست الکترونیکت بزار واسم تا میل بزنم بهت.

فعلا بای.
سلام عزیز !
در دیزی بازه گربه ای مثل من هم که حیا نداره ! .... گفتی سایه هیچ همه چیز .....اما دیدی سایه هیچ همون سایه هیچ !
البته فقط اینبار .اونم به خاطر اینکه شاید شما دوست نداشته باشین !
مطلب بسیار زیبایی نوشتی.خیلی زیبا جملات و رو به رشته تحریر در آوردی.
خود کرده را تدبیر نیست !این خانوم محترم چوب بی فکری خودش رو میخوره و چه بد فکری که بخوای دیگران رو عوض کنی اون جور که خودت می خوای .کاری عبس و بیهوده.
این خانوم عشق رو با یه علاقه بسیار ساده اشتباه گرفته !
مواظب خودت باش
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت!!!
علاقه دارید همراه ما ایاتی از انجیل رامطالعه کنید ؟ سپاسگزارم از همراهیتان.
میگن خدا به ابراهیم گفت بچه تو بکش اونم گفت عیبی نداره. جون من حال کردی چه رمانتیک.حالا بابات بهت میگه برو یه لیوان آب بیار یکی میزنی تو گوشش میگی پاشو برو بردار چلمن مگه نوکرتم ..............................ولی به هرحال یه سوالی واسه من پیش اومده.اینکه آدم و حوا از اول که با هم محرم نبودن.کسی هم نبوده که اینارو به هم محرم کنه.پس این وسط...؟؟؟!!! >>>>((((((((((mostafa )>>age metoni javabe mano bede..
سلام
بابا ترکوندی منو.هزار تیکه شدم.خیلی با حالی.میتونستی در مورد ظاهر خانومه و لباس پوشیدنش مانور بدیا!!!
خیلی با حالی.منتظر بقیش هستم.
موفق باشی.
بیا اونورا.
از این که به وبم اومده بودین ممنونم....امیدوارم شاد وخوش وموفق باشی.....امیدوارم بازم ببینمتون اونجا..........
سلام...ببخشید که تا حالا وقت نکردم وبتونو مطالعه کنم...الانه میشینم حسابی می خونم...شاید یه خورده نسبت بهتون شناخت پیدا کردم....
سلام:

مرسی که خبرم کردی .

خیلی جالب بود . آخه من مثل ساناز دقیقا یه همچین موردی رو دیدم!!!!!!

واقعا که عشق کوره!

راستی باید بازم زحمت بکشی بیای اونورا.
آخه بازم آپ کردم (شرمنده )

Submit Express Local SEO